3    2- توسعه مبتنی بر دانايی

2-1- مقدمه

به‌کارگيری دانايی برای توسعه، يکی از چالشهای اساسی کشورهای در حال توسعه يا تازه صنعتی شده، در جهان معاصر است. دانايی و مؤلفه‌های آن به منظور افزايش رقابت پذيری در سطح جهانی، توليد محصولات و خدمات جديد، امکان تداوم رشد پايدار در عرصه بين‌المللی، فراهم آوردن منابع جديد برای رشد و همچنين جهت افزايش بهره‌وری کل، مورد توجه قرار می‌گيرد.

دانايی عبارت است از «ذخيره انباشته شده‌ای از اطلاعات و مهارتها که از مصرف اطلاعات توسط گيرنده اطلاعات حاصل می‌شود». در تعريف ديگر «دانايی مخلوط سيالی از تجربيات، ارزشها، اطلاعات موجود و نگرشهای کارشناسی نظام يافته است، که چارچوبی برای ارزشيابی و بهره‌گيری از اطلاعات جديد به دست می‌دهد. دانايی در ذهن فرد به وجود می‌آيد و به کار می‌رود. دانايی در سازمان نه تنها در مدارک و ذخائر دانايی بلکه در روشهای کاری، فرايندهای سازمانی، اعمال و هنجارها مجسم مي‌شود.»

مؤلفه‌های اصلی دانايی عبارتند از:

       1-    نظام انگيزشي اقتصادي و نهادي

       2-    سرمايه انسانی

       3-    فناوری اطلاعات و ارتباطات

       4-    نوآوری و ايجاد جريان دانايی

نظام انگيزشي اقتصادي و نهادي

مهم‌ترين عامل در توسعه مبتني بر دانايي، انگيزه‌سازي سرمايه‌گذاري توليد و تحقيق است كه با شاخصهايي مانند آزادي، تجارت، فعاليت، حقوق مالكيت، ميزان مداخلات تنظيمي، شفافيت، حساب‌دهي مبارزه با فساد و كنترل بازار سياه، ارزيابي مي‌شود.

سرمايه انسانی

عامل بسيار اساسی در توسعه مبتنی بر دانايی است. سرمايه انسانی، حاصل آموزش مناسب، ذخيره‌ای از مهارتها و سلامت جسمی و روانی است.

امروزه دامنه انتقال سرمايه انساني بين كشورها, از سطوح عالي به انتقال مهارت و تخصص در زمينه‌هاي مختلف تغيير يافته است. با توجه به تحولات بازار كار، فناوري‌هاي نوين و سرعت پيشرفت علم، كشورهايي در بازارهاي جهاني آينده امكان حضور خواهند داشت كه نيروي انساني متخصص، ماهر و سالم را براي ورود به اين عرصه، آماده نموده باشند.

فناوری ارتباطات و اطلاعات

عامل مهم ديگر در توسعه مبتنی بر دانايی است که حاصل ترکيب موزون مهارتها، دانشها (دانش چرايی و چگونگی)، اطلاعات، سخت‌افزار و مديريت در زمينه ارتباطات و اطلاعات است که در نهايت به تهيه کالا و عرضه خدمات می‌انجامد. فناوری ارتباطات و اطلاعات، ابزار دانايی در ابعاد توليد، انتشار و مصرف آن است.

فناوري ارتباطات و اطلاعات در صورتي كه در شبكه‌هاي اقتصادي و اجتماعي به طور مؤثر مورد استفاده قرار گيرد، محركي براي اقتصاد است و موجب بهبود ارتباطات و تبادل اطلاعات مي‌شود. فناوري اطلاعات و ارتباطات، يك عامل قوي براي ايجاد رقابت است. علاوه بر آن، تجارت فناوري ارتباطات و اطلاعات به عنوان عاملي براي رشد بخش خصوصي و خدمات مخابراتي، خود به عنوان بخشي پويا از اقتصاد، محسوب مي‌شود. فناوري مذكور موجب دسترسي به فرصتها و موقعيتهاي جديد به ويژه در ارتباط با تجارت الكترونيكي و خدمات الكترونيكي، از جمله دولت الكترونيك مي‌شود. فناوري ارتباطات و اطلاعات، نقش مهمي در ايجاد تحرك در شركتهاي كوچك و متوسط دارد و امكان فعاليت اين گونه شركتها را در دنياي تجارت الكترونيك، فراهم آورده و با افزايش توانمندي‌هاي اقتصادي، گسترش فعاليتها و تبديل آنها به شركتهاي بزرگ‌تر، با امكان رقابت در سطوح بين‌المللي را فراهم مي‌آورد.

نوآوری و ايجاد جريان دانايی

نوآوری، عبارت است از توانمندی ايجاد تغيير در محصولات، خدمات، فرايندها و روشهای موجود. نوآوری، منشأ رشد بهره‌وری در بلندمدت است و آنچه موجب نوآوری می‌شود، تحقيق و توسعه است. ايجاد جريان دانايی بين افراد، شرکتها، سازمانها و نيز کشورها، هزينه‌های تحقيق و توسعه را کاهش، و فرايند نوآوری را تسريع می‌کند.

بايد دانست كه يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اقتصاد كشورهاي مبتني بر دانايي، دروني شدن فعاليتهاي تحقيق و توسعه در فعاليتهاي اقتصادي است. در اين گونه اقتصادها، آن دسته از صنايع كه چگالي دانايي‌بري آنها بيش از ديگر صنايع باشد، و موجب گردد سهم صادرات فناوري عالي و متوسط كشور، از كل صادرات قابل توجه باشد، به عنوان محور رشد قرار دارند. صنايع مذكور عمدتاً بر نتايج فعاليتهاي تحقيق و توسعه، نوآوري و فناوري‌هاي پيشرفته قرار دارند.

اهميت دانايی در توسعه ملی پايدار در نگاهی جهانی

به طور کلی، دانايی، موتور اصلی رشد و ايجاد ثروت در دنيای امروز است و بيش از عوامل سنتی، نظير کار و سرمايه، در توسعه ملی نقش دارد. تنها در صورت درونی شدن علم، فناوری و مجموعه‌ای از دانايي‌ها در کشور، می‌توان به جايگاهی مناسب در صحنه بين‌المللی دست يافت و قدرت رقابت را برای ورود به بازارهای جديد افزايش داد.

رشد، تنها اثر توسعه مبتنی بر دانايی نيست. تغييرات ساختاری عميق در اقتصاد (بازار کار، نهادهای پولی و مالی و ...) و نهادهای اجتماعی و فرهنگی، از ديگر آثار اين رويکرد توسعه‌ای است. افزايش کيفيت زندگی انسانها (آموزش، سلامت، رفاه عمومی، و ...)، کاهش آسيبهای اجتماعی و گسترش محصولات علمی و فرهنگی، از ديگر آثار توسعه دانايی‌محور هستند، که به ويژه تحت تأثير انباشت سرمايه انسانی قرار دارند.

بررسی تطبيقی و چشم‌انداز مطلوب

مهم‌ترين شاخصهای بيانگر وضعيت دانايی و مقدار کمی آنها در ايران، به شرح زير است:

1- ميانگين سالهای تحصيل

يکی از شاخصهای مهم برای تشخيص وضعيت سطح علمی سرمايه انسانی در کشورها، تلقی می‌شود. اين شاخص در ايران در سال 1375 برای افراد 15 سال به بالا 6/5 سال و برای افراد 25 سال به بالا 6/4 سال بوده است . نرخ ترکيبی ثبت نام ناخالص، به عنوان شاخصی مکمل تعريف می‌شود. اين شاخص در کليه سطوح تحصيلی در سال 1380 در ايران حدود (71%) بوده است.

2- نرخ باسوادی افراد بزرگسال

يکی ديگر از شاخصهای مهم سرمايه انسانی است. نرخ باسوادی افراد بزرگسال در ايران در سال 1379، در حدود (76%) پيش‌بينی شده است.

3- نسبت اعتبارات پژوهشی به توليد ناخالص داخلی

از مهم‌ترين شاخصهايی است که ميزان توجه به توليد، انتشار و مصرف دانايی در کشورها را نشان می‌دهد. اين شاخص در ايران در سال 1379، معادل (87/0%) بوده است.

4- نسبت دانشمندان و مهندسان در يک ميليون نفر جمعيت

نشان دهنده ظرفيتهای انسانی موجود در فعاليتهای تحقيق و توسعه است. اين شاخص در ايران در سال 1379، به رقمی معادل 336 نفر رسيده است. تعداد دستياران تحقيقاتی در يک ميليون نفر جمعيت در همان سال نيز 93 نفر بوده است.

5- نسبت بهره‌گيران از اينترنت در هزار نفر جمعيت

ضريب نفوذ اينترنت، از جمله شاخصهای نشان دهنده وضعيت انتشار فناوري‌های نوين در کشور است. تعداد بهره‌گيران از اينترنت، در يک هزار نفر جمعيت در ايران، در سال 1380، 16 نفر بوده است.

شاخصهای مذکور نشان دهنده سطح کمی وضعيت دانايی در کشور هستند. بديهی است کيفيت و عمق سرمايه انسانی و فعاليتهای تحقيق و توسعه از جمله نکات بسيار مهم است، که در کنار رشد کمی بايد بدان توجه نمود.

شاخصهای دانايی ايران و برخی کشورهای جهان در جدول شماره 1 آمده است.

جدول شماره 1- شاخصهای دانايی در ايران و کشورهای منتخب

فنلاند

ژاپن

استراليا

چين

هند

کره جنوبی

مالزی

ايران

موضوع

103

82

116

73

56

90

66

71

نرخ ترکيبی ثبت نام ناخالص در کليه سطوح (درصد)

99

99

99

5/83

5/56

6/97

87

76

نرخ باسوادی افراد بزرگسال (درصد)

8/2

8/2

8/1

7/0

73/0

82/2

24/0

* 87/0

نسبت اعتبارات پژوهشی به توليد ناخالص ملی (درصد)

2799

4909

3357

454

149

2193

93

336

نسبت تعداد دانشمندان و مهندسان در ميليون نفر (نفر)

200

49

126

1/0

1/0

8/4

4/2

18

نسبت بهره‌گيران از اينترنت در هزار نفر (نفر)

* نسبت به توليد ناخالص داخلی

مأخد: گزارش توسعه انسانی 2001

 

بررسی اجمالی اين شاخصها نشان می‌دهد که:

       1-    شکافهای عميقی از لحاظ شاخصهای دانايی بين ايران و کشورهای پيشرفته وجود دارد.

       2-    فاصله ايران با کشورهای تازه صنعتی شده، عمدتاً محدود، اما در بعضی موارد (مانند کره جنوبی) قابل توجه است.

       3-    از نظر کمی، شکاف بين ايران و کشورهای تازه صنعتی شده در زمينه سرمايه انسانی، محدودتر از زمينه تحقيق و توسعه است، هر چند وضعيت نسبی کشور به لحاظ دستيابی به فناوری اطلاعات، مناسب‌تر ارزيابی می‌شود.

       4-    نکته قابل ذکر آن که کشورهايی که گامهای مؤثری در رشد و توسعه، در دو دهة اخير برداشته‌اند، اولاً به کيفيت سرمايه انسانی، توجه بيشتری مبذول داشته‌اند، و ثانياً سرمايه انسانی و علوم و فناوری را کاربردی نموده، و از آن در اقتصاد و ساير زمينه‌ها به صورت مؤثرتر، بهره‌برداری کرده‌اند.

با توجه به وضعيت کلی کشور در امر دانايی، و نيز با توجه به شرايط جهانی، چشم‌انداز مطلوب، جهت توسعه مبتنی بر دانايی، به شرح زير خواهد بود:

       1-    افزايش بهره‌وری و توان رقابتی در زمينه‌های اقتصادی با استفاده از دستاوردهای مهم فناوری

       2-    حل مشکلات کلان و بخشی، در سطوح ملی و منطقه‌ای با استفاده از يافته‌های علمی و پژوهشی

       3-    کاهش عدم تعادل تراز پرداختهای فناوری، با افزايش صادرات فناوری، و کالاهای فناوری‌بر

       4-    تسريع روند توسعه اقتصادی و اجتماعی پايدار، با استفاده از مزيتهای ناشی از توسعه دانايی (به جای مزيتهای ناشی از نفت)

       5-    انباشت سرمايه انسانی با کيفيت مناسب، و بهره‌برداری مطلوب از سرمايه‌های انسانی موجود کشور

       6-    آموزش مهارتهای چند منظوره و متنوع در مجموعه نظام آموزشی، برای پاسخگويی به نيازهای منعطف بازار کار و توجه به آموزش مادام‌العمر

       7-    ايجاد برابری در فرصتهای آموزشی از نظر جنسيتی، منطقه‌ای و ...

       8-    عمومی کردن آموزش در سطوح ابتدايی و راهنمايی

       9-    کاهش مؤثر جمعيت بي‌سواد و افزايش نرخ باسوادی

       10-  ايجاد نظام آماري كارآمد و پويا، مبتني بر مشاركت توانمند و علمي تمام اركان، در مسير نيازهاي آماري كشور

       11-  ارتقاي فرهنگ آماري، در جهت استفاده از آمار و تصميم‌گيري‌ها، سياستگزاري‌ها و برنامه‌ريزي‌ها

       12-  ايجاد مسئوليت و پاسخگويي آموزش عالي به جامعه، در ارتباط با نيازهاي متحول و بازار كار

       13-  ايجاد پويايي درون‌زا، مبتني بر برنامه‌ريزي آينده‌نگر، كنترل مداوم كيفيت و بهبود روشها در آموزش عالي