7   چالشهاي روش‌شناختي چشم‌انداز

چالشهاي بعدي چشم‌انداز، عبارتند از: تدوين و توسعه متدولوژيهاي جديد براي رويكردهاي جديد چشم‌انداز، استفاده از روشهاي پيش‌بيني‌هاي سنتي و همچنين ايجاد پيوند با برنامه‌ريزي

اختلاط روشها بسيار سودمند است، ولي بعضي اوقات ادغام و ارزيابي آنها مشكل است. چگونه مي‌توان نتايج پيش‌بيني را در كارگاههاي آينده مورد استفاده قرار دارد، بدون آن كه خلاقيت چشم‌انداز را تخريب كنند؟

وقتي كه حاصل فعاليتهاي چشم‌انداز، ارتباط و همكاري است، چگونه مي‌توان اين حاصل را با ‌برنامه‌ريزي پيوند زد؟ آيا مردم مي‌توانند واقعاً از وظايف آينده آگاه شوند، بدون آن كه از چارچوب فكري زمان حال خارج شوند؟

چگونه مي‌توان داناييهاي سربسته tacit يا ضمني implicit را فعال كرد؟ آيا مي‌توان به نتايج آشكار و شفاف، به عنوان انگيزه عمل اكتفا كرد، يا دست آخر برنامه‌هاي ثابتي مورد نيازند كه، در آنها مشخص شود كه چگونه و چه زماني بايد چه كارهايي را انجام داد؟ چگونه مي‌توان به شركت كنندگان در چشم‌انداز، انگيزه‌هايي دائمي داد؟ همه گرفتار كار هستند و كارهاي ديگري دارند كه انجام دهند. آيا اينترنت را مي‌توان واقعاً به عنوان ابزار مشاركت پذيرفت؟ يا اين كه صرفاً جوانان ديپلمه از طريق اينترنت مشاركت مي‌كنند؟ آيا كارگاههاي آينده به اضافه اينترنت كافي هستند؟ آيا مي‌توان هدفهاي متفاوت شركت كنندگان مختلف را واقعاً تحقق بخشيد؟

دست آخر اينكه، موفقيت فعاليت چشم‌انداز چيست؟ آيا مي‌توان موفقيت را تنها با چشم‌اندازهاي هادي lead vision محصول آن اندازه‌گيري نمود؟ چگونه مي‌توان نتايج چشم‌انداز را در قالب نوعي «تفكر استراتژيك» تفسير و ترجمه كرد؟