7 فصل اول : جمعيت
3 چشمانداز آينده
طي سالهاي (94-1380)، حدود 6/13 ميليون نفر بر شمار جمعيت كشور افزوده ميشود، در نتيجه اين امر، جمعيت كشور در فاصله زماني مذكور، از 6/64 ميليون نفر به 2/78 ميليون نفر ازدياد مييابد.
متوسط نرخ رشد جمعيت كشور، به هيچ وجه از حدود يك و سي و هفت صدم درصد (37/1%) در سال فراتر نميرود و چه بسا اگر خروج شمار وسيعي از پناهجويان افغاني و عراقي از ايران قطعي گردد، افزايش جمعيت با آهنگ رشدي حتي كمتر از حد مذكور، نصيب كشور شود.
اين تعداد افزايش كه متوسط شمار آن از حدود 970 هزار نفر در سال فراتر نميرود، به ظاهر نميتواند و نميبايد چندان مسائل و مشكلاتي را فراروي اهداف و نيات توسعه ملي ايجاد كند.
جدول شماره 1- تحول جمعيت به تفكيك جنس ( 94-1380 )
جمعيت به هزار نفر
|
متوسط نرخ رشد سالانه (درصد) |
افزايش خالص |
1394 |
1380 |
جنس |
|
37/1 35/1 39/1 |
13590 6784 6806 |
78174 39561 38613 |
64584 32777 31807 |
مرد و زن مرد زن |
جدول شماره 2- تحول جمعيت به تفكيك شهر و روستا
جمعيت به هزار نفر
|
متوسط نرخ رشد سالانه (درصد) |
افزايش خالص |
1394 |
1380 |
حوزه زيست |
|
37/1 14/2 26/0- |
13590 14407 817- |
78174 56129 22045 |
64584 41722 22862 |
شهر و روستا شهر روستا |
3 1- الگو و نظام استقرار
1-1- تراكم جمعيت
ميزان تراكم يا فشردگي جمعيت كه در سال 1380 معادل40 نفر بود، تا سال 1394 به حدود 48 نفر ارتقا مييابد. گرچه با وجود اين تحول نسبي، هنوز هم تراكم جمعيت ايران، در قياس با تراكم جمعيت جهان (46 نفر در سال 2000) و قاره آسيا (108 نفر در سال 2000) ، رقم نازلي است، اما ماهيت بياباني و نيمهبياباني عرصههاي وسيعي از فلات مركزي، جنوب شرقي و جنوب ايران، باعث خواهد شد اضافه بار تراكمي جمعيت به گونه متعادل و موزون در پهنه سرزمين ايران توزيع نشود و همچون گذشته، تحميل مناطق و محدودههايي شود كه از شرايط آب و هوايي نسبتاً مساعدتر و سازوكارهاي اقتصادي كارآمدتري برخوردارند.
1 -2- حركتهاي مهاجرتي و روند شديد شهرگرايي و شهرنشيني
جمعيت شهرنشين با آهنگ رشدي به ميزان دو و چهارده صدم درصد (14/2%) در سال، از 7/41 ميليون نفر در سال 1380، به 1/56 ميليون نفر تا سال 1394 ازدياد خواهد يافت، در حالي كه طي همين مدت در مناطق روستايي، بر اثر عامل مهاجرفرستي، تبديل برخي از نقاط روستايي به شهر و يا استحاله شدن در توسعه كالبدي شهرهاي پيراموني و از دست دادن حتي تعدادي از جمعيت فعلي، رشد منفي بيست و شش صدم درصد (26/0%) در سال حاصل خواهد داشت و جمعيت آنها از حدود 9/22 ميليون نفر، به 0/22 ميليون نفر كاهش خواهد يافت. طي مدت مذكور و به موازات اين فعل و انفعالها، ضريب شهرنشيني جمعيت كشور نيز از شصت و چهار و شش دهم درصد (6/64%) به هفتاد و يك و نه دهم درصد (9/71%) ازدياد خواهد يافت و در برخي از استانهاي كشور، مثل تهران و قم، به حد اشباع خواهد رسيد.
به اين ترتيب، علاوه بر 6/13 ميليون نفر ازدياد جمعيت طي سالهاي (94-1380) كشور، حدود 900 هزار نفر، كه حاصل كاهش قدر مطلق جمعيت روستايي است، جملگي به جامعه شهرنشين كشور تحميل ميشود.
1-3- كلانشهرها
جريان پايدار مهاجرتي معطوف به شهرهاي بزرگ، زمينهساز تمركز بيشتري از جمعيت شهرنشين، در اين گونه شهرها ميشود. ضريب تمركز جمعيت شهرنشين در شهرهاي تهران، مشهد، اصفهان، تبريز، شيراز، اهواز، قم و كرمانشاه كه در سال 1375 معادل چهل و دو درصد (42 %) بود و تا سال 1380 به بيش از چهل و سه درصد (43 %) افزايش يافته، رو به ازدياد ميگذارد و حداقل چهل و هفت و دو دهم درصد (2/47%) از كل جمعيت شهرنشين كشور در سال 1394 را (5/26 ميليون نفر) در بر ميگيرد.
1-4- حاشيهنشيني
نتيجه قهري گزينشي بودن مكان گيري مهاجران و استقرار آنها در محدودههاي پيرامون شهرهاي بزرگ، گستردهتر شدن پديده حاشيهنشيني و سپس توسعه كالبدي سريعتر كلانشهرها و شهرهاي پيراموني است كه به دنبال خود، هزينههاي اجتماعي و امنيتي زيادتري را تحميل منابع بودجهاي كشور خواهد كرد.
از آنجا كه به دليل ناپايداريهاي شغلي و درآمد، حاشيهنشيني در بين جوامع مهاجر رايجتر، و به دليل فقر و درماندگي، هنجارشكني و بزهكاري در بين حاشيهنشينان بيشتر است، با گستردهتر شدن حاشيهنشيني، ممكن است تنشها و تعارضهاي اجتماعي بيشتري در حوزههاي زيست كلانشهرهاي كشور بروز كند.
3 2- تغيير و تحولات ساختاري جمعيت
2-1- ساختارهاي سني
در حالي كه شمار و نسبت جمعيت زير 15 سال كشور، از 6/20 ميليون نفر [سي و يك و نه دهم درصد (9/31%)] در سال 1380، به 6/18 ميليون [بيست و شش و يك دهم درصد (1/26%)] و 6/19 ميليون نفر [بيست و پنج درصد (25%)] در سالهاي 1387 و 1394 كاهش خواهد يافت، نرخ وابستگي اطفال، كودكان و نوجوانان (زير 15 سال) و جمعيت بالاي 65 سال به جمعيت بالقوه مولد (64-15 سال) به طور همزمان از پنجاه و هفت و نه دهم درصد ( 9/57%) به چهل و چهار و چهار دهم درصد (4/44%) و چهل و سه درصد (43%) تنزل خواهد يافت، از اين رو، فرصتهاي مناسبي در جهت ارتقاي توان پسانداز و افزايش سرمايهگذاري در كشور، فراهم خواهد شد.
جدول شماره 3- تحولات ساختاري جمعيت (94-1380)
(جمعيت به هزار نفر)
|
1394 |
1387 |
1380 |
طيفهاي سني |
|||
|
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
|
|
0/25 |
19551 |
1/26 |
18622 |
9/31 |
20629 |
زير 15 سال |
|
9/69 |
54664 |
2/69 |
49438 |
3/63 |
40890 |
64-15 |
|
9/26 |
21036 |
4/34 |
24533 |
33/0 |
21311 |
29-15 |
|
3/19 |
15122 |
4/24 |
17047 |
0/19 |
12263 |
29-20 |
|
7/25 |
20110 |
8/20 |
14865 |
8/18 |
12140 |
44-30 |
|
3/17 |
13257 |
0/14 |
10040 |
5/11 |
7439 |
64-45 |
|
1/5 |
3959 |
7/4 |
3334 |
7/4 |
3065 |
65 سال و بيشتر |
|
100 |
78174 |
100 |
71394 |
0/100 |
64584 |
كل |
جدول شماره 4- برخي از مشخصههاي ساختاري جمعيت (94-1380)
|
1394 |
1387 |
1380 |
مشخصهها |
|
0/25 |
1/26 |
9/31 |
ضريب جواني (درصد) |
|
0/43 |
4/44 |
9/57 |
نرخ وابستگي (درصد) |
|
0/8 |
7/6 |
7/6 |
ضريب سالمندي [60 ساله و بيشتر (درصد)] |
|
4/58 |
2/60 |
5/56 |
نسبت زنان 49-15 ساله (درصد) |
|
6255 |
4813 |
4333 |
شمار سالمندان [60 ساله و بيشتر (هزار نفر)] |
|
22531 |
21216 |
17960 |
شمار زنان بالقوه بارور (هزار نفر) |
شمار و نسبت جمعيت بالقوه فعال (64-15 سال) به سرعت افزايش مييابد، به گونهاي كه در فاصله سالهاي (94-1380)، با افزايش خالص 8/13 ميليون نفري (يعني حتي اندكي بيش از كل افزايش جمعيت اين برهه كشور) تعداد آن از 9/40 ميليون نفر، به 7/54 ميليون نفر خواهد رسيد.
3 3- خلاصه تصويري از ويژگيهاي راهبردي جمعيت ايران، طي سالهاي (94-1380)
بر مبناي آنچه كه مورد تبيين قرار گرفت، تغييراتي به شرح زير در جمعيت كشور، به وقوع خواهد پيوست.
- كاهش ضريب جواني جمعيت (نسبت جمعيت زير 15 سال به كل)
- كاهش نرخ وابستگي يا بار تكفل نظري جمعيت (نسبت مجموع جمعيت زير 15 سال و بالاي 65 سال به جمعيت 64-15 سال)
- كاهش شمار نسبت جمعيت لازمالتعليم، در مقاطع آموزشهاي ابتدايي و راهنمايي و گسترش شمار و نسبت جمعيت در مقاطع آموزشهاي دبيرستاني و عالي
- افزايش جمعيت جوان (29-15) در سالهاي (87-1380) و سپس كاهش آن
- افزايش شمار و نسبت سالمندان
- تشديد روند شهرنشيني
- تشديد روند تمركزگرايي جمعيت، به ويژه به سوي كلانشهرها و قطبهاي توسعه برخوردار
3 4- پيامدها و الزامها
- كاهش نسبت ابعاد مصرفي خانوار، ناشي از تقليل نسبي اطفال، كودكان و نوجوانان
- افزوده شدن بر توان پسانداز و سرمايهگذاري، ناشي از كاهش نرخ وابستگي
- لزوم ايجاد تغييرهاي ساختاري در آموزش، به سود آموزشهاي دبيرستاني و عالي
- لزوم استفاده بهينه از ظرفيتهاي بالقوه توليدي، در جهت بسط و توسعه اشتغال
- لزوم توجه به تخصص بهينه و متعادل منابع فيزيكي، به منظور نيل به توسعه همگن در مناطق مختلف جغرافيايي
- لزوم توجه به كاهش نابرابريهاي درآمدي موجود بين اقشار و گروههاي مختلف اجتماعي
و در نهايت تسريع در آهنگ رشد و تجديد بناي اقتصادي، از طريق اتخاذ سازوكارهايي كه زمينهساز پويايي نيروهاي اجتماعي توسعه و بهبود بازده اجتماعي كارها و فعاليتها شود.