7   فصل دوم : تحليل موقعيت جغرافياي سياسي منطقه

اين بحث به عبارتي ادامه بحث آينده‌نگري در حوزه‌اي عيني‌تر مي‌باشد. درك روشن از موقعيت و وضعيت جغرافياي سياسي و اقتصادي منطقه يكي از مهم‌ترين مفروضات بحث تدوين نظريه پايه توسعه ملي مي‌باشد. به معناي ديگر اين شناخت به ما مي‌گويد كه در كجا هستيم و وضعيت پيرامون ما چيست؟ مناطق و جوامع اطراف ما از جنبه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي از چه ويژگي‌هايي برخوردارند؟ نحوه برخوردشان به جهان خارج و برخورد جهان خارج با آنها چگونه است؟

براي اين منظور در مطالعات طرح پايه آمايش سرزمين 19 كشوري كه مستقيماً در همسايگي ايران قرار دارند و يا در منطقه نفوذ ايران واقع مي‌باشند مورد يك بررسي اجمالي قرار گرفت، اين مطالعات در برگيرنده اطلاعات جمع‌آوري شده دراين مورد مي‌باشد. در اينجا خلاصه‌اي از عمده‌ترين فرازهاي مربوط به موقعيت اقتصادي سياسي منطقه آورده مي‌شود و اين بحث با ارائه مفروضاتي كه براي تدوين نظريه پايه توسعه بايد مبنا قرار گيرند خاتمه مي‌يابد.

3    1- جمعيت و موقعيت جغرافيايي

كشور ما همراه با كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز و حاشيه خليج فارس و همسايگان شرقي و غربي خود منطقه‌اي را تشكيل مي‌دهد، كه در حال حاضر حدود 420 ميليون نفر جمعيت را در خود جاي داده است. اين منطقه در مركزيت بخش وسيعي از جهان قرار دارد كه از شرق آسيا تا غرب اروپا و از شمال آسيا تا جنوب آفريقا را شامل مي‌شود. بخشي كه جمعيت آن در حال حاضر در حدود 5 ميليارد نفر مي‌باشد و تا سال 2020 به حدود 6 ميليارد نفر خواهد رسيد.

به اين ترتيب اين منطقه كه در محل تلاقي سه قاره اروپا، آسيا و افريقا قرار دارد، به طور تاريخي يكي از كانونهاي عمده پيدايش تمدنها و فرهنگهاي ديرين بشر و از محورها و مسيرهاي عمده تبادل تجاري، علمي و فرهنگي بين شرق و غرب عالم بوده است. سابقه ديرينه اسكان جمعيت در اين منطقه از جهان باعث شده تا اين تمدنها برجسته و توانمند شده و در شكل‌گيري باورهاي اعتقادي، معارف علمي و سنن و رفتارهاي مردم جهان نقش برجسته‌اي داشته باشند.

حدود يك سوم مسلمانان جهان در اين منطقه كه وسيع‌ترين قلمروي پيوسته اسلام در جهان است ساكن هستند. در سال 1999 جمعيت مسلمانان اين منطقه 376 ميليون نفر بوده است كه تا سال 2025 به بيش از 600 ميليون نفر مي‌رسد. قرار گيري كعبه به عنوان قبله‌گاه مسلمانان، و وجود كشورهاي ايران، عربستان سعودي، تركيه، پاكستان كه همگي جايگاه برجسته‌اي در جهان اسلام دارند، بر اهميت اين منطقه مي‌افزايد.

رويداد انقلاب اسلامي در ايران در انتهاي دهه هفتاد، و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در پايان دهه هشتاد باعث گرديد تا مجموعه‌اي از تحولات ساختاري سياسي، اجتماعي و اقتصادي گسترده در اين منطقه روي دهد كه در پايان دهه نود، موقعيت جغرافيايي، آن را اهميتي مضاعف بخشيده و به يكي از قابل توجه‌ترين مناطق جهان تبديل كرده است.

3    2- امكانات و منابع طبيعي

اين منطقه از امكانات و قابليتهاي گسترده و متنوعي برخوردار است. در ژرفاي شمالي جغرافيايي سياسي ايران طيف وسيعي از منابع و امكانات وجود دارد. از نظر منابع طبيعي شايد بتوان ادعا كرد كه منابع و ذخاير معدني آسياي مركزي و ايران، اين منطقه را به صورت يكي از غني‌ترين مناطق جهان، از‌نظر مواد اوليه مورد نياز صنعت، درآورده است. به عبارتي، تمامي عناصر جدول مندليف به طور كلي و بالاخص عناصر و مواد استراتژيك نظير طلا، آهن، مس، سرب، نقره، روي، منگنز، زغال سنگ، كروم، نيكل، فسفات، تنگستن، كروميوم و فسفر، سرب و موليبدن در اين منطقه وجود دارد كه از نظر ذخاير، اكثراً در بين ده منطقه اول جهان واقع شده‌اند. به عنوان مثال، قزاقستان از نظر تنگستن، كروميوم و سنگ فسفر دومين، سرب و موليبدن چهارمين، طلا هفتمين و سنگ آهن هشتمين توليد كننده جهان است. بيش از (30%) اورانيوم جهان در اين منطقه قرار دارد.

از نظر انرژي و مواد سوختني، منطقه‌اي كه از جنوب روسيه آغاز و تا كشور عمان ادامه مي‌يابد، درواقع غني‌ترين منطقه جهان از نظر مواد انرژي و ذخاير مواد سوختي است. حدود (70%) مجموعه ذخاير شناخته شده نفت و بيش از (40%) از ذخاير شناخته شده گاز جهان در اين منطقه قرار دارند و اين درحالي است كه هنوز مطالعات مربوط به اكتشافات و بررسيهاي تفصيلي انجام نشده است و انتظار كشف منابع بيشتري مي‌رود. بر اساس نتايج بررسي‌هاي مربوط به يافتن جايگزين براي منابع انرژي فسيلي مشخص گرديده است كه طي سي سال آينده، نفت و گاز، نقش اصلي را در تأمين نيازهاي انرژي جهان به ع هده خواهند داشت و از سوي ديگر چشم‌انداز افزايش تقاضا به اين مواد، با توجه به روند رو به گسترش رشد اقتصادي و افزايش جمعيت در جهان، قطعاً اين منطقه را در مقام راهبردي‌ترين منطقه جغرافياي سياسي اقتصادي جهان در چند دهه آينده قرار خواهد داد. از ويژگي‌هاي عمده اين منطقه وجود منابع قابل ملاحظه آب و خاك قابل كشت براي زراعت، سرزمينهاي كوهستاني با مراتع برخوردار از كيفيت مناسب براي دامداري و بالاخره منابع غني آبزيان دريايي در حوزه خليج فارس، درياي خزر، رودخانه‌ها و آبگيرهاي اين مناطق است.

آسياي مركزي در اين منطقه بيشترين منابع را براي توسعه كشاورزي و دامداري دارد. در اين منطقه بيش از 400 ميليون هكتار اراضي كشاورزي وجود دارد كه 44 ميليون، تحت كشت آبي است و نزديك به 220 ميليون هكتار مراتع مرغوب و حدود 50 ميليون هكتار علفزارهاي مرتعي در اين منطقه وجود دارد. به عنوان مثال در قزاقستان به تنهايي ميليونها هكتار اراضي كشاورزي قابل توسعه وجود دارد.

با نگاهي به برخي از آمارها بر اهميت اقتصادي آسياي مركزي بيشتر مي‌توان پي برد. بيش از (90%) حجم محصول پنبه، (75%) از چرم، (70%) از ابريشم و سهم عمده‌اي از سبزي ها و ميوه ‌هاي مورد نياز شوروي سابق در اين مناطق توليد مي‌شود. به علاوه سرزمينهاي كوهستاني و رودخانه‌هاي فراوان و ساير منابع آب در كشورهايي نظير قرقيزستان، قابليت بسيار بالايي براي توليد برق آبي ايجاد كرده است.

در كشور ايران نيز تنوع آب و هوا علاوه بر آن كه فرصت توليد طيف وسيعي از محصولات كشاورزي را در اين منطقه به وجود آورده، امكان توليد محصولات منحصر به فردي نظير پسته، زعفران و خرما را هم ايجاد كرده كه در بازارهاي جهاني نقش مهمي به كشور ما بخشيده است.

همان طور كه اشاره شد منابع غني آبزيان دريايي در خليج فارس و درياي خزر و درياچه‌ها و آبگيرهاي داخلي، امكان برداشت ميزان قابل توجهي از منابع غذايي را براي منطقه فراهم كرده است.

3    3- ميراث طبيعي و فرهنگي منطقه

از نظر طبيعي اين منطقه از متنوع‌ترين مناطق جهان مي‌باشد كه تنوع اقليمي بسيار زياد دارد. سرزمينهاي كوهستاني در مناطق شمال با يخچالهاي دائمي، سواحل و كرانه‌هاي لاجوردي، صحاري شن و كويرهاي نمك، جنگلها و دره‌هاي گسترده، آب و هواي بسيار متنوعي در منطقه فراهم كرده است كه در هر مقطعي از سال به طور توأمان امكان برخورداري از آب و هواي سرد و زمستاني تا آب و هواي گرم و حاره‌اي در منطقه وجود دارد.

به علاوه وجود تمدنهاي متعدد و اقوام و قبايل با سابقه تاريخي و فرهنگي متفاوت و برجسته، باعث شده است، در سرتاسر قلمروي اين منطقه، يادمانهاي فراواني از دوره‌هاي مختلف تاريخي قرار گرفته باشد. اين مكانها بيانگر و بازگو كننده تمدنها و نحله‌هاي فكري و معنوي اين منطقه‌اند كه با توانمندي صنعتگران و هنرمندان، آثار بديع و نفيسي به ميراث فرهنگي جامعه بشري تقديم كرده‌اند. تنوع اقليمي و غناي ميراث فرهنگي و تاريخي، قابليت فراواني براي سياحت به اين سرزمين بخشيده است.

3    4- چالشها و گرايشها در منطقه

پايان جنگ سرد موجب تغييرات عمده‌اي در موقعيت جغرافياي سياسي ژرفاي شمالي كشور گرديد. استقلال جمهوري‌هاي جنوبي شوروي سابق منجر به تحولاتي مهم و پرمعنا در آسياي مركزي و قفقاز شده و منطقه گسترده‌اي را بر روي جهان گشوده است. مناطق قفقاز و آسياي مركزي در طول تاريخ همواره اهميت زياد داشته‌اند و اين مناطق، قبل از ميلاد مسيح تاكنون مهد تمدنهاي مختلف و محل تلاقي تمدنهاي شرق و غرب، اسلام و اسلاو بوده است. امروزه اين مناطق در مركز اوراسيا واقع شده‌اند و علاوه بر اتصال منطقه آسيا و اروپا، شمال و جنوب قاره آسيا را به هم وصل مي‌كنند.

وجود منابع غني و موقعيت راهبردي منطقه در جغرافيايي سياسي جهان، زمينه و انگيزه زيادي براي چالش نيروهاي بين‌المللي و قدرتهاي اقتصادي جهان فراهم كرده است و عده‌اي معتقدند، حد موفقيت در تسلط و مداخله در اوضاع اقتصادي و سياسي اين منطقه، موجب برتري قدرتي بر ساير قدرتها در چالشهاي شكل‌گيري نظم جديد جهاني خواهد شد. برخي از تحليلگران، اين منطقه را قلب جهان در قرن بعدي مي‌دانند.

تحولات جديد در منطقه نيز مؤيد اين ادعا است. حضور نظامي آمريكا در افغانستان، بعد از حوادث 11 سپتامبر به بهانه مبارزه با تروريسم و اشغال كشور عراق توسط اين قدرت به بهانه‌هاي مختلفي كه در ساير مناطق جهان با راه‌حلهاي متفاوتي با آن برخورد شده است، نشانه‌هايي است كه در قالب يك سلسله اقدامهاي راهبردي براي حضور مستقيم آمريكا در منطقه و سلطه بر منابع آن طرح‌ريزي شده و به اجرا درآمده است.

كشورهاي اين منطقه كه بعد از فروپاشي، روابط ارگانيك و سازمان يافته خود را در يك مجموعه اقتصادي واحد از دست داده‌اند، امروزه در تأمين نيازهاي خود و همچنين براي ارائه ‌ي توليدات خود احتياج به مكمل‌هاي اقتصادي جديدي دارند.

كشورهاي منطقه براي بهره‌برداري از منابع و امكانات خود احتياج به سرمايه و فناوري خارجي دارند و به همين علت براي جلب همكاري اقتصادي - صنعتي با يكديگر در حال رقابت مي‌باشند.

آمريكا با اهداف ژئوپلتيك و تسلط بر جريان عرضه انرژي جهان، اروپا با هدف گسترش بازار و تأمين انرژي براي بخشهاي شرقي خود، چين، اندونزي و شرق آسيا براي تضمين انرژي مورد نياز و استفاده از فرصتهاي بازار، در اين منطقه منافع خود را جستجو مي‌كنند.

ايران، روسيه و تركيه سه قدرت منطقه‌اي با شرايطي متفاوت هستند كه تحولات اقتصادي و سياسي قفقاز و آسياي مركزي، تأثيرات مستقيمي بر منافع آنان دارد.

ثبات اقتصادي و سياسي و متعاقباً رشد و توسعه جمهوري‌هاي آسياي مركزي، تضمين كننده ثبات و توسعه براي ساير كشورهاي منطقه از جمله ايران خواهد بود. همكاري‌هاي منطقه‌اي براي دستيابي به يك محيط امن كه منافع كشورهاي منطقه را تأمين كند، ضروري است.

روسيه علي‌رغم اقتصاد بيمار و ناتواني سياسي، هنوز تحت تأثير دو آرمان مي‌باشد، بازگشت به امپراطوري روسيه و احياي دوباره اتحاد جماهير شوروي. روسيه رجحان و برتري خود را از دست داده اما هنوز قادر است به دليل مزيتهاي ژئوپلتيك و وابسته بودن كشورهاي منطقه به اين كشور از نظر تاريخي، سياسي و نظامي اصلي‌ترين نقش را در تأمين و حمايت از ثبات و امنيت منطقه‌اي ايفا نمايد . اعمال محدوديتهاي آمريكا در مورد ايران بيشترين منافع را براي روسيه به وجود مي‌آورد و به طور آشكار و پنهان با ايران به عنوان مسير بهينه براي انتقال نفت و گاز خزر رقابت مي‌كند.

تركيه پس از فروپاشي شوروي با توجه به علايق فرهنگي با كشورهاي تازه استقلال يافته و بااستفاده از هراس غرب از گسترش اسلام بنيادگرا، آرمان تحقق «پان‌تركيسم» را در قفقاز و آسياي مركزي دنبال كرد اما به لحاظ محدوديت و ناتواني اقتصادي و مشكلات ديگر، در رشد و تعميم اين ايدئولوژي با ناكامي مواجه شد. تركيه از مزيتهاي چشم‌گير در جامعه جهاني برخوردار مي‌باشد و نقطه اتصال شرق و غرب مي‌باشد و معتقد است مرحله تحول اجتماعي از نظام سنت‌گرا به دموكراسي را پشت سر گذاشته است. هدف تركيه در حال حاضر تسهيل فرايند همكاري و جذب اقتصادهاي آسياي مركزي و قفقاز در جامعه جهاني است و مي‌كوشد تا به اين كشورها در اتخاذ سياست بازار آزاد كمك كند. به ‌همين منظور در اين منطقه بسيار فعال، آژانس همكاري‌هاي بين‌المللي تركيه (تيكا) را با هدف فوق در سال 1992 تأسيس كرده است.

در ژرفاي جنوبي جغرافياي سياسي كشور، در منطقه خليج فارس 115 ميليون نفر جمعيت در وسعتي نزديك به 4/8 ميليون كيلومتر مربع زندگي مي‌كنند. دراين منطقه شيعيان نسبت به اهل تسنن اكثريت دارند [(66%) در مقابل (34%)] . اين منطقه غني‌ترين منطقه جهان از نظر ذخاير انرژي فسيلي مي‌باشد. حدود (64%) ذخاير گزارش شده نفت و نزديك به (28%) ذخاير گاز طبيعي جهان در اين منطقه قرار دارد و نزديك به (45%) از صادرات نفت متعلق به اين منطقه مي‌باشد. نقش برجسته خليج فارس در تأمين انرژي به آن اهميتي راهبردي بخشيده و بهانه حضور قدرتهاي بيگانه در خليج فارس شده است. خليج فارس علاوه بر امكان دسترسي مستقيم براي كشورهاي حاشيه، به طور غير مستقيم امكان دسترسي به آبهاي آزاد را براي كشورهاي محصور در خشكي شمال ايران فراهم مي‌سازد. ويژگي عمده اقتصاد كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس، اقتصاد تك محصولي است و به علت شرايط جغرافيايي، امكان محدودي براي توسعه كشاورزي وجود دارد.

كشورهاي منطقه سهم مهمي از درآمد خود را صرف تأمين مواد غذايي مي‌نمايند و خطر پيشرفت خشكي و بي‌آبي (كويت، قطر، امارات متحده عربي) از يك سو و غرق شدن در آب (رأس‌الخيمه) از سوي ديگر، سواحل جنوبي را تهديد مي‌كند. حاشيه جنوبي خليج فارس به صورت يكي از پايگاههاي عمده جهان سرمايه‌داري، تجهيز شده است. اين منطقه به عنوان ايستگاهي در مسير بازارهاي اروپا و آسياي شرقي در زمينه صادرات مجدد و تجارت، فعاليتهاي گسترده‌اي دارد و به تدريج به صورت مركز مالي - تجاري منطقه غرب آسيا درآمده است.

در غرب كشور علاوه بر تركيه، عراق به عنوان دومين كشور جهان از نظر ذخاير نفت واقع شده است. عراق بعد از ايران برخوردار از بيشترين جمعيت شيعه مي‌باشد و از نظر جغرافيايي همسايگي آن با سوريه و لبنان، ژرفاي غربي كشور را تا سواحل شرقي مديترانه امتداد مي‌دهد. علي‌رغم مشتركات مذهبي و فرهنگي و سوابق تاريخي، در وضعيت فعلي سياسي حاكم بر عراق، چشم‌انداز روشني براي تفاهم در توسعه همكاري‌هاي منطقه‌اي وجود ندارد.

در شرق كشور، پاكستان و افغانستان در شرايط ناپايداري به سر مي‌برند.

پاكستان در شرايط خاصي از نظر سياسي به سر مي‌برد. به علاوه نياز اين كشور به تأمين انرژي از آسياي مركزي و چشم‌داشت آن به امكان قرارگيري در مسير انتقال منابع خزر به بازارهاي جهان، به طور بالقوه اين كشور را در رقابت با ساير كشورهاي منطقه براي انتقال نفت خزر قرار داده است. افغانستان با شرايط جديد حاكم بر آن، در وضعيتي است كه نمي‌تواند در آينده نزديك از موضع فعال در همكاري‌ها و فعاليتهاي اقتصادي منطقه وارد شود. بدون ترديد در صورت استقرار وضعيت پايدار و با ثبات سياسي در افغانستان، اين كشور مي‌تواند همانند تركمنستان، به عنوان يك كشور مقدم در قلمرو سرزمينهاي شرقي محصور در خشكي، نقشي فعال در توسعه مبادلات اقتصادي منطقه‌ايفا نمايد.

مجموع شرايط فوق يعني ذخاير عمده انرژي در منطقه و منابع غني آسياي مركزي و قفقاز، موجب رقابت نيروهاي بين‌المللي در منطقه شده است. اين رقابت همراه با تشديد تنشهاي منطقه‌اي، موجب بروز جنگهاي داخلي، ايجاد درگيريهاي مرزي، تشديد اختلافات مرزي و ناپايداري‌هاي سياسي در كشورهاي منطقه شده است. در ژرفاي شمالي به بهانه خطر رشد بنيادگرايي اسلامي و تهديد منابع نفت خزر، آمريكا و ناتو در صدد گسترش حضور خود در قفقاز و آسياي مركزي مي‌باشند. در ژرفاي جنوبي نيز، بهانه كنترل شاهراههاي جهاني انرژي، باعث حضور گسترده نظامي بيگانگان در منطقه گرديده است. استفاده از خطر واهي تهديدات ايران در خليج فارس، بهانه‌اي براي فروش تجهيزات نظامي به كشورهاي جنوبي منطقه شده است. در دهه 90 كشورهاي اين منطقه درصد عمده‌اي از توليد ناخالص ملي خود را صرف هزينه‌هاي نظامي كردند. مثلاً، در سال 1993 عربستان سعودي (1/13%)، كويت (1/12%)، عمان (3/15%) و امارات متحده عربي بيش از (10%) توليد ناخالص خود را صرف هزينه‌هاي نظامي كردند .