3   12- تعادل و توازن منطقه‌اي كشور بر اساس موازين آمايش سرزمين

12-1- تقويت تمركززدايي در برنامه‌ريزي و توسعه استان با رعايت اصل كوچك‌سازي دولت از طريق:

- گسترش اختيارات، همراه با تقويت ابعاد پاسخگويي و مسئوليت‌پذيري مديريت توسعه استان

- تأكيد بر فرايندهاي ارزشيابي، و نظارت بر روند تمركززدايي در برنامه‌ريزي و توسعه استان

- حمايت از ايجاد و گسترش نهادهاي عمومي غير دولتي، مدني و روند خصوصي‌سازي امور تصدي‌گري در استانها

- واگذاري سهم بيشتري از اعتبارات سرمايه‌گذاري و هزينه‌اي ملي به استانها، با تأكيد بر ابعاد برنامه‌ريزي و اجرايي وظايف، در چارچوب سياستهاي كلان ملي و بخشي كشور

12-2- برقراري سازوكار هماهنگي فرا استاني، در زمينه امور مشترك عمراني و توسعه‌اي از طريق:

- تقسيم كشور به حوزه‌هاي برنامه‌ريزي، جهت اجراي طرحهاي سرمايه‌گذاري فرا استاني

- تفكيك وظايف دولت به سطوح فرا استاني، استاني و محلي

12-3- ايجاد سازوكارهاي مناسب منابع و مصارف استاني، در چارچوب قوانين پايه‌اي كشور از طريق:

- تجهيز پس‌اندازها و سرمايه‌هاي محلي در قالب نهادهاي مالي - پولي استاني، و در چارچوب سياستهاي كلان كشور

- واگذاري سهم بيشتري از درآمدهاي ملي به استانها

12-4- هويت بخشيدن به منابع درآمدي استان به عنوان بخشي از سازوكار درآمد عمومي كشور از طريق:

- بازنگري و اصلاح نظام درآمد - هزينه استان، متناسب با ظرفيتهاي ايجاد شده، و نهادهاي شكل گرفته در استان

12-5- افزايش نقش نهادهاي مدني و شوراهاي اسلامي، در فرايند برنامه‌ريزي و اجرايي استان از طريق:

- ايجاد فرايند توسعه محلي (شهرستاني)، به عنوان گامي در گسترش تمركززدايي و بسط مشاركتهاي مردمي در مديريت توسعه شهري و روستايي

- واگذاري بخشي از وظايف استاني به سطوح محلي (شهرستاني)

12-6- برقراري نقش و سهم مناسب براي استانها، متناسب با قابليتها و مزيتهاي نسبي و رقابتي آنها از طريق:

- تدوين الگوي توسعه منطقه‌اي جهت توزيع بهينه فضايي سرمايه‌گذاري‌ها (با تأكيد به بخش خصوصي) در استانها

- مديريت و كنترل زمينه‌هاي عدم تعادل در فرايند توسعه استاني

- تهيه و تنظيم اسناد توسعه ميان‌مدت استان (هر استان يك سند)

12-7- تعديل شكاف سطح توسعه‌يافتگي، ميان مناطق كمتر توسعه يافته با مناطق توسعه يافته كشور از طريق:

- استمرار نقش دولت در توسعه زيربناها، خدمات اجتماعي، و ايجاد زمينه‌هاي انگيزشي لازم براي بخش خصوصي در مناطق كمتر توسعه يافته، و تقويت نقش و حضور بخش عمومي غير دولتي و بخش خصوصي و مردمي در استانهاي توسعه يافته

- برقراري سازوكارهاي مالي - پولي ويژه، براي توسعه مناطق كمتر توسعه يافته، به شيوه غير متمركز و پرهيز از تمركززدايي در اين زمينه

12-8- ارتقاي همبستگي ملي، مبتني بر حفظ و تقويت ارزشهاي سازنده و گسترش تعامل فرهنگي بين اقوام و مناطق از طريق:

- جلب مشاركت نيروها و متخصصان محلي، در امور مديريت و توسعه استان، به ويژه در مناطق كمتر توسعه يافته و قوميت نشين كشور

12-9- بهره‌گيري مناسب از موقعيت و توانمندي‌هاي عرصه‌هاي مختلف سرزمين، براي توسعه علم و فناوري و هم‌پيوندي با اقتصاد جهاني از طريق:

- تعيين مراكز و پاركهاي علمي - تحقيقاتي و تعيين تخصصها و شعاع عمل هر يك، با توجه به تخصصهاي منطقه‌اي و ظرفيتهاي علمي و زيربنايي آنها

- تعيين مناطق ويژه و آزاد اقتصادي، در راستاي تسهيل پيوند با اقتصادهاي بيروني، و دامن زدن به توسعه منطقه‌اي

12-10- استفاده بهينه از ظرفيتهاي ايجاد شده در اثر سرمايه‌گذاري‌هاي ملي و فرا ملي، در راستاي اشاعه فضاي توسعه در منطقه از طريق:

- تهيه طرح آمايش و سازماندهي استقرار جمعيت، و فعاليتها و گسترش فضاي توسعه، در منطقه پارس جنوبي

- مكان‌يابي و تهيه طرح توسعه دالان انرژي، براي استقرار صنايع مرتبط با منابع انرژي كشور (با تأكيد بر منابع گازي پارس جنوبي)

- تهيه پروگرامهاي لازم، جهت استفاده شيوه‌هاي نوين معيشت و فعاليت در مناطق متأثر از سرمايه‌گذاري‌هاي عمده عمراني (دشتها و مناطق پيرامون سدها، و ...)، با رعايت اولويتهاي توسعه منطقه‌اي

12-11- بهره‌گيري از قابليتهاي ترانزيتي و موقعيت منطقه‌اي كشور، در راستاي تقويت اقتصاد ملي و ارتقاي نقش منطقه‌اي كشور از طريق:

- اولويت‌بندي محورهاي خاص در كريدورهاي شرقي - غربي و شمالي - جنوبي كشور، و تدوين برنامه توسعه مبادي، شبكه‌هاي ارتباطي و نقاط خاص واقع بر اين محورها.

12-12- استفاده مناسب از قابليتها و توان كلان‌شهرها در جهت تقويت نقش منطقه‌اي و ارتقاي جايگاه بين‌المللي كشور از طريق:

- جداسازي مديريت توسعه برنامه‌ريزي و اجرا، در كلان‌شهرهاي كشور، از محدوده‌هاي استاني

- تعيين كلان‌شهرها با توان بالقوه ايفاي نقش فرا ملي و بين‌المللي، تعيين حوزه عملكرد آنها و بازنگري در نقش و مأموريتهاي هر يك، جهت پذيرش تدريجي نقش جديد، و انتقال وظايف ملي و منطقه‌اي آنها به سطوح پايين، متناسب با افق زماني برنامه

12-13- تدوين پروگرامها و تهيه طرحهاي عمراني كشور، بر مبناي يك ديدگاه هماهنگ، و با ملاحظات اثرات سرزمين از طريق:

- تدوين استراتژي سازماندهي فضايي بخشهاي مختلف اقتصادي - اجتماعي

- ايجاد سازگاري لازم بين ديدگاههاي توسعه فضايي بخشها با يكديگر، در تعامل با ويژگي‌هاي مناطق و سرزمين

- تعيين تخصصهاي منطقه‌اي، و تقسيم كار بين آنها، بر اساس هماهنگ‌سازي ديدگاههاي بخشي

- تعيين اولويتهاي سرمايه‌گذاري بر بهينه سرزمين، بر مبناي موازين آمايش

- ايجاد پايگاه اطلاعات سرزميني و مكاني، جهت به روز رسانی طرحهای آمايش

12-14- آماده‌سازي عرصه‌هاي مختلف سرزمين، براي پذيرش فعاليتهاي جديد از طريق:

- تجهيز عرصه‌هاي داراي قابليت به شبكه‌هاي اصلي زيربنايي (راه و انرژي)، جهت جذب سرمايه‌گذاري‌هاي جديد.

12-15- پراكنش مناسب فرصتهاي شغلي در مناطق مختلف، با توجه به قابليتهاي هر منطقه از طريق:

- بسترسازي براي استفاده از ظرفيتهاي زيربنايي ايجاد شده، در جهت توسعه فعاليتهايي كه نياز به بازدهي اقتصادي سريع دارند.

- تكميل حلقه‌هاي ناقص شبكه‌هاي زيربنايي، در مناطق بالنسبه توسعه يافته

- توسعه و تجهيز شبكه‌هاي زيربنايي در مناطق كمتر توسعه يافته، در جهت آماده‌سازي آنها براي پذيرش فعاليتهاي جديد

12-16- تقويت پيوند مناطق مرزي با اقتصاد ملي از طريق:

- آمايش مناطق مرزي با هدف ارتقاي شاخصهاي توسعه‌اي اين مناطق، و تقويت آنها با اقتصاد ملي

- تعيين و اولويت‌بندي گزيده‌اي از مناطق مرزي داراي قابليت، براي گسترش مبادلات بيروني و تقويت پيوند آنها با اقتصادهاي فرا ملي